آسمان من
امروز
من می روم تو بمان با او
روزي کـه دلـم پيش دلت بود گرو
دستان مـرا سخت فشردي کـه نرو
روزي که دلت به ديگري مايل شد
کـفـشـان مـرا جفت نمودي که برو


بگو


همین...
صبر نکن تا بمیرم
اگر خيال داري دوستم بداري همينک دوستم بدار
اکنون که زنده ام
صبر نکن تا بميرم
بدان که آنوقت هرگز صدايت به گوشم نخواهد رسيد
و مجبور ميشوي حرفهاي ناگفته قلب ساده ات را
در فراسوي يک مشت خاکستر سرد پنهان کني
و مجبور ميشوي حرفهاي ناگفته قلب ساده ات را
یادش به خیر
آغاز عشق . ساحل وقایع دروغ بود
عشقت دروغ .کل حقایق دروغ بود
دستت نوشت : عاشق تو هر آن کجا
دست ظریف و خط شقایق دروغ بود
افسانه بود وقتی مهر تو بر دل نشست
آن لحظه ها . تمام دقایق دروغ بود
حالا عبور می کنم از هرچه بود و هست
از هرچه چشم های مرا بر دل تو بست
قلبت ولی برای دلم تنگ میشود
صدها دریغ . قلب من ازسنگ می شود
یادش بخیر عشق تو تنها امید بود
دیگر گذشت . عشق تو انکار می شود
عشق تمام شده است
دیروز در آرزوی امروز و فردا در حسرت آن
ثانیه ها رسم عجیبی دارند
در انتظار آمدنشان سکوت را تجربه می کنیم
پس از عبورشان ماندنشان را فریاد می زنیم
و آنقدر در انتظار آمدن و در حسرت رفتنشان
دست و پا می زنیم که حضورشان فراموش می شود...
می فهمی؟
دوست داشتنت هوس نیست
که باشد و نباشد
نفس است
تا باشم، تا باشی، باشد
يه روز
يه روز يه ماهي كوچولو بود كه تو يه حوض كوچيك زندگي مي كرد
.
.
.
.
ماهی کوچولو نهنگ شده
.
.
.

تا همیشه


ای کاش...
اگر مي دانستي که چقدر دوستت دارم
لحظه اي مرا نمي آزردي
که اين غريبه ي تنها , جز نگاه معصومت پنجره اي
و جز عشقت بهانه اي براي زيستن ندارد
اي کاش مي دانستي
اي کاش
اگر مي دانستي که چقدر دوستت دارم
همه چيز را فدايم مي کردي
همه آن چيز ها که يک عمر بخاطرش رنج کشيده اي
و سال ها برايش گريسته اي
اگر مي دانستي که چقدر دوستت دارم
همه آن چيز ها که در بندت کشيده رها مي کردي
غرورت را ...... قلبت را ...... حرفت را
اگر مي دانستي که چقدر دوستت دارم
دوستم مي داشتي
همچون عشق که عاشقانش را دوست مي دارد
کاش مي دانستي که چقدر دوستت دارم
و مرا از اين عذاب رها مي کردي
اي کاش تمام اينها را مي دانستي
اي کاش ....
کپي برداري از مطالب وبلاگ فقط با ذکر منبع مجاز ميباشد .
All Rights Reserved 2005-2006 © by mannegareasemunam.blogfa.com



