تبليغاتX
آسمان من

آسمان من

امروز

چرا؟؟؟؟

 

به دروغ می توان کسی را عاشق خود کرد، اما به دروغ نمی توان عمری با کسی زیست. دروغ آتش است. مرگ است. بوی بد لجن است.نفرت است . ویرانی است. ستم است . ستمگری است. نامردی است. دشمنی است. دورویی است.
 
عاشق که شدی ، دروغ نگو. دلت که گرفت ، دروغ نگو. دستت که تنگ شد ، دروغ نگو.داشتی ، دروغ نگو. نداشتی دروغ نگو. خواستی ، دروغ نگو. نخواستی ، دروغ نگو. عاشق شدی نترس. بگو . بگو . بگو، صادقانه ترین حرفهایت را . بی ریا ترین آرزوهایت را. در قلبت، راستی بکار تا در چشمانت عشق بجوشد. به چشمان من نگاه کن . بارانی است
 

 


نوشته شده توسط نگار در سه شنبه بیست و دوم مرداد 1387

لينك مطلب

مریض نشو آسمونم

              


نوشته شده توسط نگار در دوشنبه بیست و یکم مرداد 1387

لينك مطلب

حيف!

 

عشق يعني...  كليك كن تا بگم


نوشته شده توسط نگار در یکشنبه بیستم مرداد 1387

لينك مطلب

مگه نه ؟


نوشته شده توسط نگار در شنبه نوزدهم مرداد 1387

لينك مطلب

سی و سه

 

۳۳


نوشته شده توسط نگار در سه شنبه چهارم تیر 1387

لينك مطلب



 

 

آنقدر خواب آسمان دیده ام

که چشمانم آبی شده

مانده پر از پرنده شوم ...

 


نوشته شده توسط نگار در دوشنبه بیست و هفتم خرداد 1387

لينك مطلب

مارو با هم آرزو كن

 

بي تو بـــودن كار من نيست

تو دلت نرفته برگرد

ما كه راهمون يكي بود چرا جاده مارو گم كرد

بغض تو با گريه من با شكستن وا نميشه

تا تو دستامو نگيري گمشدن پيدا نميشه

 

جاده هارو با خيالم رج بزن پاي پياده

فكر تنها بودن ما واسه هردومون زياده

 

خودمو پشت سر تو ، توي اين جاده كشيدم

ردتو نمي گرفتم به خودم نمي رسيدم

تو كنار من يه كوهــــي

من كنار تو يه دريام

مارو با هم آرزو كن

با تو من ، تـــمام دنـــيام

 

 


نوشته شده توسط نگار در پنجشنبه بیست و سوم خرداد 1387

لينك مطلب

مثل سلامتی

True friendship is

like sound health

the value of it is

seldom known

until it is lost

 Charles Caleb Colton

 

 

دوستي واقعي مثل سلامتي هست

 

ارزش اون رو معمولا تا وقتي که از دستش بديم نمي دونيم


نوشته شده توسط نگار در یکشنبه پنجم خرداد 1387

لينك مطلب

دوستت دارم

   

اگه يه روز دستم به آسمون برسه روي يه

تيکه ابر مي نويسم دوستت دارم تا هر وقت

بارون باريد تک تک قطره ها بهت بگن:

دوستت دارم


نوشته شده توسط نگار در دوشنبه سی ام اردیبهشت 1387

لينك مطلب

برو

 

 به سيم آخر مى‏زنم، مى‏گم كه از پيشم برو
 مى‏خوام فراموش بكنم خاطره‏ها و عشقتو


 مى‏خوام برى از اين ديار، مى‏خوام برى ديگه نياى‏
 لعنت به تو كه با دروغ هر روز مى‏گى منو مى‏خواى‏


 لعنت به اون قلب سيات، لعنت به اين بخت بدم‏
 لعنت به اون لحظه كه من از عشق برات حرف مى‏زدم‏


 لعنت به تو كه با منى اما دلت جاى ديگه‏س‏
 مى‏خوام برى نبينمت، واسم نبودى هم‏نفس‏


 مى‏خوام برى ديگه نياى، مى‏خوام برى از اين ديار
 ساقه گل عشق دلت حالا شده بوته خار


 لايق عشقم نبودى، اصلاً لياقت ندارى‏
 بخواى كنار من باشى، سر روى شونه‏م بذارى‏

برو كه عمراً مث من پيدا بشه تو اين زمون‏
 دم از يه رنگى مى‏زدى، اما شدى رنگين‏كمون


نوشته شده توسط نگار در یکشنبه بیست و نهم اردیبهشت 1387

لينك مطلب

کپي برداري از مطالب وبلاگ فقط با ذکر منبع مجاز ميباشد .

All Rights Reserved 2005-2006 © by mannegareasemunam.blogfa.com


zomorodgreen.com